بیطرفی ما وییطرفی آنها
مدتها بود که فرصت نکردم این وبلاگ را به روز کنم بنابراین در این فرصت سعی دارم با نوشتن مطلبی کوتاه در مورد تاریخ ایران عزیز دوباره نوشتن را تجربه کنم .
وقتی جنگ جهانی دوم آغاز شد وایران اعلام بی طرفی کرد هیچکس به این بی طرفی وقعی ننهاد چون ایران از قدرتی آنچنانی برخوردار نبود که کسی به این امر اهمیت دهد با آنکه ایران در منطقه وحوزه جنگ نبود اما اعلام بی طرفی نتوانست از هجوم متفقین به ایران جلوگیری نماید حال آنکه سو یس در قلب اروپا وبیخ گوش آلمانها واقع بود وبا اعلام بی طرفی هیچ گزندی ندید وتنها کشور اروپایی بود که از این جنگ بیشترین منافع را بدست آورد راستی چرا سویس موفق شد بدون درگیری در جنگ وبا اعلام بی طرفی کشورش را از گزند متفقین ومتحدین حفظ نماید ولی ایران که در آنسوی دنیا واقع بود حتی با اعلام بی طرفی اسیر جنگی خونین وگرفتار قحطی وفلاکت شد.واقعاً چرا
اندرکاهش عوارض گمرکی خودروها
اینروزها گویا مجلس محترم برای رفاه حال رانندگان عزیز ایرانی ،عوارض گمرگی خودروها را ۱۵ درصد کاهش دادند تا تجار وبازرگانان محترم بتوانند آخرین خودروهای روز را ارزانتر وارد ایران کنند واز آنسو خودرو سازان وطنی به هراس افتاده و میترسند که نتوانند محصولات کم کیفیت داخلی را به خلق الله بفروشند .این مسئله یک معادله عجیب وغریب است زیرا با اینکار صنعت خودرو سازی که الان چند سالی است از تاب وتوان افتاده در مقابل این بحران نیز کمرش خم تر خواهد شد و این امر منجر به کاهش تولید وکاهش سود وکاهش نیروی انسانی این شرکتها خواهد شد و علاوه بر کاهش سود دولت باعث افزایش خیل بیکاران خواهد شد که مطمئناٌ هزینه های این کار اندازه گیری نشده و زیانهای ناشی از این امر برای مسئولان مشخص نشده است. از سوی دیگر با کاهش سود عوارض گمرکی مجدداٌ از درآمد دولت کم شده و ورود خودروهای جدید خارجی که عمدتاٌ از خودروهای پر مصرف انتخاب میشوند وهزینه های تعمیر ونگهداری بالایی دارند نیز خود هزینه های دیگری را به دولت تحمیل میکند که مطمئناٌ این هزینه ها نیز اندازه گیری نشده است و این مسئله نشان میدهد که در هردو حالت دولت متضرر خواهد شد وسود این کار تنها به جیب عده ای بازرگان وبازاری و تاجر نان به نرخ روز خور خواهد رفت واقعاٌ این حمایتی که از تاجران وبازرگانان جهت واردات بی رویه کالاهای مصرفی و بنجل میشود اگر از تولید و صنعت داخلی میشد چه انقلابی در عرصه صنعت اتفاق میافتاد وماهنوز بعد از پنجاه سال هنوز مونتاژ کاریم واین مایه تاسف است .
یکی از عکسهای جالب انتخاباتی که دیدنش خالی از لطف نیست با تشکر از خبرگزاری فارس
پیچیدگیهای مغز انسان
امروز با یکی از دوستان در باره کار کرد مغز انسان صحبت میکردیم واینکه مغز انسان دارای پیچیدگیهای زیادی است به گونه ای که اگر به اندازه یک حبه قند از مغز انسان را بردارند ودر یکطرف قرار دهند در طرف دیگر وبرای موازنه این تکه از مغز از نظر پردازش اطلاعات باید شهری به اندازه نیویورک با آسمانخراشهای صد طبقه که همه این ساختمانها باید مملو از کامپیوتر باشد ایجاد شود تا بتواند پردازشی که این تکه کوچک از مغز انجام میدهد شاید توسط این کامپیوترها انجام پذیر باشد واین موضوع نشان از گستردگی وپیچیدگی فراوان مغز در انسان دارد چنانکه دکتر آلکسیس کارل میفرماید اگر انسان فقط وفقط یکهزارم از ظرفیت مغز خود را بکار گیرد میتواند جهان را منفجر نماید .
مشکل در کجاست
طی تحقیقاتی که سالها پیش یکی از محققین کشور انجام داده بود کشور هلند را با استان مازندران مقایسه کرده وبه آمار وارقام جالبی در این زمینه دست یافته بود کشور هلند که تقریباٌ یکچهارم استان مازندران میباشد در اروپای مرکزی واقع و دارای آب وهوای معتدل بوده که از جمله مشکلات این سرزمین کمبود زمین جهت کشاورزی ودامداری میباشد ومردم این کشور مجبورند جهت افزایش زمینهای زیر کشت بخشهایی از ساحل دریا را بخشکانند. در این تحقیقات نسبت به مقایسه عوامل تولیدات کشاورزی نظیر نوع خاک ، پ هاش خاک ( اسیدی یا قلیایی بودن خاک) ، وضعیت آب ،وضعیت جوی وغیره کشور هلند با استان مازندران اقدام ونتیج حاصله نشان میداد که مازندران نه تنها از این نظر چیزی از هلند کم ندارد بلکه بدلیل وسعت بیشتر وبرخی شرایط جوی و کیفیت خاک از آن کشور نیز برتر است .در این تحقیقات درامد حاصل از تولیدات کشاورزی ودامی در هلند را بیش از ۵برابر درآمد نفت ایران عنوان کرده بود حال آنکه هلند علاوه بر تولیدات کشاورزی ودامی یکی از کشورهای پیشرفته صنعتی میباشد ومسلماٌ درآمد متنابهی نیز از قبل تولیدات صنعتی خود نیز دارد نکته جالب این تحقیقات آنست که اگر تنها استان مازندران بتواند از تمام ظرفیت خود مانند هلند استفاده نموده و در تولید محصولات کشاورزی ودامداری به حد هلند برسد ایران دیگر نیاز به صادرات نفت نداشته ومیتواند بیست برابر درآمد کنونی را که حاصل از فروش نفت است تنها از استان مازندران بدست آورد حال آنکه همه استانهای این کشور به گونه ای خود یک هلند است وتصور نمایید در صورت مدیریت صحیح واستفاده از این پتانسیل بالا در کشور ، ایران باید در چه جایگاه جهانی قرار گیرد ومتاسفانه در چه جایگاهی هستیم .واقعاٌ مشکل کجاست مردم هلند از ایرانیها باهوشترند یاپشتکار آنها بیشتر است یا مدیریت قویتری دارند یا ........ پاسخ به این سئوال آسان نیست اما اگر پاسخ ان را بیابیم وکمر همت ببندیم ایران ما از نظر اقتصادی بزرگترین کشور آسیا خواهد شد .اگر بخواهیم من منتظر نظر دوستان هستم و دوست دارم که هرکس به فراخور توانش جوابی برای این سئوال من ارائه نماید.
سفر نامه جکسن
من عاشق سفر نامه های تاریخی ام یکی از این سفرنامه ها که بتازگی خوانده ام سفر نامه جکسن است این آقای جکسن یک دانشمند آمریکایی است که در زمان مظفر الدین شاه به ایران سفر کرد ومیخواست تحقیقاتی در ارتباط با آیین زرتشت انجام دهد. او داستان سفرش را چنان با زیبایی تعریف میکند که آدم دلش نمی آید کتاب را بر زمین بگذارد ایشان از آذربایجان وارد ایران شده وپس از رسیدن به تبریز واقامت کوتاه در این شهر وتوصیف تبریز ۱۲۰سال پیش وشرح جامعی در باره وضعیت شهر وبازار بزرگ تبریز عازم ارومیه شده وسپس به سوی همدان رهسپار میگردد و شرح جامعی از وضعیت شهر همدان ارائه میدهد و پس از ان به سوی کرمانشاهان راه میسپارد قابل ذکر است که این سفر در اواخر زمستان انجام پذیرفته وسرمای شدیدی بر ایران حاکم بوده واین بیچاره با اسب والاغ وقاطر تمام این مسافتها را پیموده است وبا فلاکت ومصیبتی این سفر را به انجام برده است در کرمانشاه از بیستون دیدن کرده وعازم طاق بستان شده وبا مشقتی از صخره ها بالا رفته وکتیبه های قدیمی را که بخط میخی بوده مطالعه کرده واز آنها عکس برداری نموده است پس از کرمانشاه دوباره بسوی همدان برگشته واز آنجا به سوی شیراز رفته واز خرابه های تخت جمشید ونقش رستم وآرامگاه داریوش وکورش وخشیار شاه بازدید نموده وعکسهای زیبایی برداشته سپس به سمت یزد رفته ودر مدت اقامت در یزد شرح جامعی از یزد وزرتشتیان مقیم آن شهر ارائه نموده واز آداب ورسومشان تعریف ها رانده بخصوص در مورد مراسم تدفین زرتشتیان که مراسم بسیار جالبی بوده وگمان من بر اینست که امروزه این مراسم دیگر انجام نمیشود پس از یزد عازم کرمان شده وتحقیقاتی را در باره زرتشتیان کرمان انجام داده وپس از آن بسوی اصفهان حرکت نموده واز این شهر زیبا مطالب خواندنی را به رشته طبع آراسته پس از ان به سوی کاشان وسپس به تهران عزیمت نموده است او از مورخانی است که تهران را در آنزمان شهری زیبا تعریف نموده و در مورد این شهر مطالب جالبی ارائه میدهد وی همچنین به شهر ری عزیمت نموده و ودر مورد آثار تاریخی این شهر کهن نیز مطالب جالبی گرد آوری کرده است پس از آن از سوی قزوین ورشت وانزلی از ایران خارج شده است.
برای من این مطلب جالب بود که این بنده خدا در آن شرایط سخت زمانی ومکانی وخطرات شدید جانی ومالی از آنسوی دنیا برای شناخت این سرزمین مسافتها پیموده ورنج بسیار کشیده تا توانسته این اطلاعات ارزرشمند را از ایران عزیز ما گرد آوری نماید ولی ما ایرانیها با همه امکانات موجود که در حال حاضر در این سزرمین وجود دارد هنوز سعی نکردیم که شناخت مناسبی از این سرزمین که مرز وبوم ماست بدست آوریم ومتاسفانه اطلاعات کمی در مورد سرزمینمان وپیشینه تاریخی وآثار با ارزش باستانی وآداب ورسوم اقوام وطوایف مختلف ایران داریم واین امر واقعاٌ فاجعه ای فرهنگی است به امید آنکه ایرانیان عزیز با خواندن این کتابها و آثار سعی نمایند تا گامی در شناخت ایران عزیز برداشته وآنرا به جهانیان بشناسند.
ابلیس
بیاد شعری از نادر پور افتادم به نام ابلیس که خیلی دوستش دارم بی مناسبت نیست برای خوانندگان عزیز نیز این شعر را در این قسمت نقل نمایم.
ابلیس ایخدای بدیها تو شاعری
من بارها به شاعریت رشک برده ام
شاعر تویی که این همه شعر آفریده ای
غافل منم که این همه حسرت کشیده ام
زن شعر توست با همه مردم فریبی ایش
زن شعر توست با همه شور آفریدنش
آواز ومی که زاده طبع خدای نیست
این خوردنش حرام شد آن یک شنیدنش
عشق وقمار شعر خدا نیست شعر توست
هرگز کسی به شعر تو بی اعتنا نماند
غیر از خدا که هیچ یک از ایندو را نخواست
در عشق ودر قمار کسی پارسا نماند
اما اگر تو شعر فراوان سروده ای
شعر خدا یکیست ولی شاهکار اوست
شعر خدا غم است غم دلنشین وبس
آری غمی که معجزه آشکار اوست
دانم چه شعرها که تو گفتی واو نگفت
یا از تو بیش گفت ونهان کرد نام را
اما اگر خدا وتو را پیش هم نهند
آیا تو خود کدام پسندی کدام را
طنزهای تاریخی
تاریخ کهنسال ایران سرشار از اتفاقات خوشایند وناخوشایند میباشد .در این راستا اتفاقات طنز آلودی نیز اتفاق افتاده است که شاید بد نباشد در این رابطه به مواردی اشاره شود.
کریمخان بوذرجمهری شهردار پایتخت زمان رضا خان از شخصیتهای جالبی است که طنزهایی از کارهای او نقل شده است قابل ذکر است این قزاق بیسواد که همدوره رضا خان بوده بدلیل این آشنایی صاحب این پست مهم وپستهای متعدد دیگری شده است وهمو بود که دستور داد تا دروازه های قدیمی شهر تهران را تخریب نمایند واین آثار با ارزش متاسفانه بدلیل بی سوادی وناآگاهی او از بین رفت .
میگویند که کریمخان بوذرجمهری همزمان با داشتن پست شهردار پایتخت ، در وزارت جنگ نیز مسئولیت لجستیک یا ترابری ارتش را نیز بعهده داشته است .روزی در پشت میز شهرداری نامه ای به ترابری ارتش مینویسد که لطفاٌ جهت حمل زباله های شهر تعداد چند دستگاه کامیون در اختیار شهرداری قرار دهید. روز بعد هنگامیکه در پشت میز ریاست لجستیک ارتش نشسته بود واین نامه شهرداری که خود آنرا تحریر کرده بود را در کارتابل خود دید پس از مطالعه در زیر آن نوشت شهردار محترم با توجه به نداشتن کامیون مورد نیاز، از انجام این کار معذوریم .
دوکلام حرف حساب
بالاخره زمستان امسال چهره واقعی اش را نشان داد و به همه فهماند که ننه سرما با کسی شوخی ندارد اینکه یه مدت رویتان را زیاد کرده بودید وبا پیرهن آستین کوتاه تو زمستونها قدم میزدید باعث شد که ننه سرما لجش بگیره بخواهد حالتون رو بگیره آخه میدونی همه ننه ها همینطوریند توی تابستونم اگه آستین کوتاه تنت باشه میگن ننه جون یه چیزی بپوش سرما میخوریا ، ننه سرما هم اخلاقش همینطوریه. خلاصه ننه سرما با این رفتارش با زبون بی زبونی به همه ما فهموند که ننه جون یه چیزی بپوش سرما میخوریا.
